تفکر :: علوم سبز

علوم سبز

یادگیری خرد و دانش ناب

۷ مطلب با موضوع «تفکر» ثبت شده است

بازی زندگی

تصویری که فیزیک و به ویژه نظریه های کوانتوم و نسبیت از جهان ارائه می کنند بسیار متفاوت از برداشت های روزمره ماست. فیزیک جدید ادعا می کند پیدایش و ساختار جهان تنها بر پایه چند قانون بسیار ساده استوار است و بس. قبول چنین ادعایی حتی برای متفکران هم چندان آسان نیست و به نظر می رسد پیچیدگی و نظم فوق العاده جهان کمترین دلیل در رد آن باشد. تصویر اینکه ما، خورشید، کهکشان، جهان، زندگی و تمام پدیده های جهان، همگی نتیجه عملکرد چند قانون ساده هستیم، تنها از رندانی چون حافظ و خیام برمی آید. رندی دیگر هم این موضوع را در قالب یک بازی ریخته است:«بازی زندگی» .
این بازی را ریاضیدانی از دانشگاه کمبریج به نام جان کانوی طراحی کرده است.(Conway`s Game of Life)

اول به معرفی قوانین و قواعد می پردازیم:

دنیای بازی زندگی از یک جدول نامتناهی دو بعدی با بردارهای متعامد ساخته شده‌است که شامل سلول‌های مربع شکل است. هر سلول می‌تواند یکی از دو حالت زنده و یا مرده را داشته باشد. هر سلول با هشت سلول همسایه و همجوار خود به صورت افقی، عمودی و مورب، در تراکنش است. در هر مرحله زمانی از بازی، تحولات زیر اتفاق می‌افتند:

۱. هر سلول زنده با کمتر از ۲ همسایه زنده، می‌میرد. (به دلیل کمبود جمعیت)
۲. هر سلول زنده با بیش از ۳ همسایه زنده، می‌میرد. (به دلیل ازدحام جمعیت)
۳. هر سلول زنده با ۲ و یا ۳ همسایه زنده، زنده می‌ماند و به نسل بعد می‌رود.
۴. هر سلول مرده با دقیقاً ۳ همسایه زنده، دوباره زنده می‌شود.

الگوی آغازین بازی به عنوان بذر سیستم به حساب می‌آید. اولین نسل در بازی با اعمال قوانین فوق بر تک تک سلول‌ها به صورت همزمان ایجاد می‌شود و در آن زاد و ولدها و مرگ و میرها اتفاق می‌افتد. این رویه تا ایجاد نسل‌های آینده ادامه می‌یابد. بدین ترتیب هر نسل تابعی از نسل ما قبل خود خواهد بود.


اگر این بازی را مثلا تا 10هزار مرحله انجام دهیم به نتایج بسیار شگفت آور و جالبی دست می یابیم. برای مثال، حتی اگر مهره ها را در ابتدای بازی کاملا نامنظم چیده باشیم، ساختار های بسیار پیچیده و منظمی شکل می گیرند، برای مدتی باقی می مانند، هر از گاهی تولید مثل می کنند و سرانجام از بین می روند. علاوه بر اینها، دو پدیده چشم گیر نیز مشاهده می شود: یکی اینکه هرقدر بازی را ادامه می یابد، ساختارهای ساده به سازه های پیچیده تبدیل می شوند (تکامل می یابند). مثلا ، همانگونه که در زیر می بینیم، از بی نظمی خود به خود به خاطر چند قانون ساده ، نظم به وجود می آید.


        


                


نه تنها پدیده دوم بسیار مهم تر است، بلکه موجوداتی که شکل می گیرند (یا متولد می شوند) رفتار ها و خصلت های خاصی از خود نشان می دهند که مشابه رفتار و خصوصیاتی است که در موجودات زنده مشاهده می شوند و جالبتر اینکه پاره ای از آنها را خصایص ذاتی یا غریزی می دانیم. در این بازی ساختارها (یا موجوداتی) شکل می گیرند که با وجود بزرگ یا کوچک شدنشان، یکپارچگی خود را حفظ می کنند. بعضی از این ساختارها هرچه در زمان جلوتر می روند مهره هایی را پشت سر خود به جا می گذارند. برخی دیگر، تا بزرگ می شوند، موجودات کوچک تری در اطرافشان ظاهر می شوند که شروع به خوردن آنچه از موجود بزرگتر بر جای مانده میکنند ( از موجود بزرگتر تغذیه می کنند )  و جالبتر اینکه اگر از خوردن آنها جلوگیری شود، راه موجود بزرگتر را سد میکنند. ( مشابه بچه ای که اگر مادرش به او غذا ندهد مزاحمش می شود) و در نهایت اگر باز هم غذا به آنها نرسد موجود بزرگتر را تکه تکه می کنند.

نکته مهم و شاید باور نکردنی این است که 3 قانون این نظم را از این بی نظمی در می آورد و شاید جهان ما نیز تنها با چند قانون ساده به پیچیدگی حال رسیده باشد. 




منابع:

کتاب صفر اثر دکتر مسعود ناصری

ویکیپدیا

www.conwaylife.com


۱۷ تیر ۹۶ ، ۱۴:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فاوست

فاوست خسته و ناامید است. تصمیم می‌گیرد تا با شیطان جهت کسب دانش بیشتر و قدرت جادو وارد گفتگو شود. او می‌خواهد تا از تمام دانش و لذت این دنیایی بهره‌مند شود. در مقابل، نماینده شیطان، مفیستوفلس ظاهر می‌شود. او این معامله را با فاوست انجام می‌دهد: مفیستوفلس به قدرت جادویی او برای مدت یک دوره کمک می‌کند، ولی در پایان دوره، روح فاوست به شیطان تعلق دارد و فاوست به شکل ابدی ملعون خواهد بود. در داستان‌های اولیه، این دوره معمولاً ۲۴ سال ذکر شده است.



در مدت زمان قرارداد، فاوست به انحای مختلف از مفیستوفلس بهره می‌جوید. در بسیاری از نسخه‌های داستان، از جمله در نمایش‌نامۀ گوته، مفیستوفلس او را کمک می‌کند تا دختری زیبا و معصوم را که معمولاً مارگاریت نامیده شده و در نهایت زندگی‌اش نابود می‌شود، اغوا کند؛ هرچند در نهایت، معصومیت مارگاریت نجاتش می‌دهد و او وارد بهشت می‌شود.
در روایت گوته، فاوست نیز با رحمت خدا به خاطر کوشش مدامش و همچنین درخواست مارگاریت از خدا نجات می‌یابد. اما در نسخه‌های اولیه، فاوست برای همیشه فاسد شناخته می‌شود. او فکر می‌کند که گناهانش قابل بخشش نیست. در این روایت‌ها وقتی پایان دوره می‌رسد شیطان او را به جهنم همراهی می‌کند.


قسمت اول با مقدمه‌ای در باب بهشت شروع می‌شود. خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می‌دهد تا درستی و راستی فاوست، خدمتگزار خدا را آزمایش نماید.  مفیستوفلس با فاوست سالخورده معامله‌ای می‌کند. اگر فاوست برای یک لحظه با این معامله موافقت کند، روح از تنش پرواز خواهد کرد. فاوست دوباره جوان می‌شود و با مفیستوفلس به مسافرت می‌پردازد تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار گردد. در زمین عاشق دختر ساده‌ای به نام مارگارت می‌شود بعد به او خیانت می‌کند و مسؤول سقوط و مرگ او می‌گردد. مفیستوفلس گمان می‌کند که روح مارگارت را اسیر خواهد کرد ولی صفای عشق او نسبت به فاوست و امتناع او از نجات یافتن از چنگال مرگ، سبب نجات او می‌شود. قسمت اول نمایش به پایان می‌رسد ولی فاوست هنوز در دنیای شهوات و هوس‌ها، آن لحظه پر شکوه هستی را که در آرزوی به چنگ آوردنش می‌باشد، نیافته است.

در قسمت دوم فاوست که مربوط به زندگی عادی و زیبایی طبیعی است، شعر فلسفی عمیقی به کار گرفته شده است، که شباهت کمتری به قسمت اول دارد. فاوست در اینجا تمام قدرت‌های دنیوی و معنوی را می‌آزماید و هنوز آن لحظه‌ای را که چنین مشتاقانه در جستجویش است، حتی در عشق هلن تروا نمی‌یابد. مفیستوفلس تقریباً از انجام معامله اش نومید شده است. سرانجام  فاوست خسته و سیر از گشت و گذار دوباره مرد سالخورده‌ای می‌شود و علاقه‌مند می‌گردد که اراضی دریا را دوباره آباد کند. این نقشه در نظر او کار کوچکی می‌نماید و حال آنکه فواید بیشماری برای تعداد بسیاری از مردم دربردارد در اینجا فاوست با تعجب می‌بیند که این کار غیر جالب و اجتماعی خوشحالی عمیق و حقیقی را به او ارزانی داشته است. این انگیزه چنان شریف است که مفیستوفلس عاقبت از به چنگ آوردن روح فاوست مانند روح مارگاریت بیچاره در قسمت اول داستان، محروم می‌شود.


شما می توانید با کلیک کردن روی عکس زیر این شاهکار ارزشمند را دانلود کنید:



البته شایان ذکر است که دو فیلم در رابطه با این اثر هنری ساخته شده است:



۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۳۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

مجموعه معماهای شطرنجی شرلوک هلمز

در کتاب زیر که به فارسی ترجمه شده است ما معماهایی از شطرنج را می بینیم که نه تنها به شطرنج مربوط است بلکه منطق و استدلالات شما را به چالش می کشد و به شما کمک می کند که قدری بهتر بیندیشید و استنتاج کنید. این کتاب تازه به فارسی ترجمه شده و توسط هیچ ناشری هنوز چاپ نشده.

این معما ها روح کارآگاهی و شرلوک هلمزی را در خود دارد و اشتیاق خیلی زیادی نسبت به معماهای معلولی شطرنج به شما می دهد. قابل توجه است که این معماها را ماشین های شطرنج قوی مانند هودینی نتوانسته اند حل کنند و تنها ماشینی که می تواند آن را حل کند ماشین فکری انسان است!


 امیدوارم که سطح تفکرتان بالا بیاید. برای دانلود روی عکس کلیک کنید.




۲۲ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تلقین

فیلم تلقین یا اینسپشن یکی از بزرگترین فیلم های تاثیر گذار تاریخ فیلم سازی می باشد که سوالات زیادی را برای شما مطرح میسازد مانند : 

آیا در رویاییم یا در حقیقت ؟ 

آیا خوابیم یا بیدار ؟ 


و سپس جوابش را در اعماق فیلم به شما می دهد . می شود گفت که فیلم معما می باشد و وظیفه شما اینست که جوابش را بیابید. جواب را یافتن شاید روح و جسمتان را اذیت کند؛ پس قبل از همه چیز قوی باشید چرا که ستون های فکریتان اگر اهل تفکر باشید به لرزه در می آید. ما برای سهل تر کردن کار برای شما فایلی را قرار داده ایم که بتوانید از روی آن به جواب نزدیک شوید. برای دانلود فایل روی عکس کلیک کنید...


۲۳ دی ۹۵ ، ۱۵:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

حرفی برای شنیدن

اگر قدری به دنیا و انسانها واقع بینانه و دقیق تر نگاه کنیم، می فهمیم که خیلی ها بدون اینکه بدونند، دارن با رفتار هاشون دنیا را بدتر از قبل می کنن، تنها دلیلی که پس پرده می شه مشاهده کرد اینه که خیلی ها فکر نمی کنن و همینطور دارای علم زیادی نیستن، خیلی ها به دیگران توجه ندارن و فقط به فکر خود و لذت های خود هستند و با همین روش باعث قدرت نادونان و شیاطین می شوند. چرا؟


 

خوب معلومه : فکر ، فکر ، فکر

اصلا به چیزی جز خودشون فکر نمی کنند یا اگر هم اینطور نیست ، جهان را درست نمی بینند. نمی تونند واقعیت و حقیقت رو ببینند. چرا؟ دلایل زیادی داره اما ماهیتشون به یک اصل منتهی می شود و اون فکر نکردن و زود تصمیم گرفتن است . همیشه بدونید که حقیقت و واقعیت به راحتی بدست نمیاد بلکه با سختی و تلاش بدست میاد. یکی از سختی ها حتی در بدیهی ترین مفاهیم، تفکر واقعی هست . پس بیایید حتما این را اصل زندگی خود قرار بدهیم . ما مسلمونیم ، ایرانیم. پس دارای دو فرهنگ بسیار عالی هستیم، بیایید واقعا به تمام مفاهیم خوبی که فهمیدیم(با تفکر واقعی) با تمام وجود عمل کنیم.

جوری رفتار نکنیم که انگار خدایی نیست ، انگار بهشتی نیست ، جهنمی نیست ، عدلی نیست ، هیچی نیستیم. بیایید عین مفاهیمی که داریم با دیگران متفاوت باشیم.

خدایی هست ، آخرتی هست ؛ شاید الان به چشم نیاد اما بالاخره روزی می رسه که می فهمیم همش واقعی هستن. پس بیایید از همین الان بهش اعتقاد داشته باشیم و واقعا بهشون عمل کنیم . و برای عدل جهان ( که الان برقرار نیست) تلاش کنیم و یک جمله هست که به درد الان می خوره و اون اینه که :

“خوشا به حال کسانی که حتی منتظر خدا نمی ایستند”

پس نایستید که خدا قیامت رو به پپا کنه و شما حقتون رو بگیرید. پس سعی خودتون رو بکنید. از راه های متفاوتی می تونید و فرقی نداره چه راهی چون که اصل همشون یه چیزه که اونم خدا هست.

 

به علاوه خدا بودن یعنی منهای همه چیز

۲۷ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۹ ب.ظ
نون مغزتو بخور!

نون مغزتو بخور!

ساکن ساختمان بی 221 خیابان بیکر، موجودی عجیب و غریب با قدرت شهودی بسیار بالا. نابغه ای که با نگاهی می توانست زیر و بم شخصیت طرف مقابل را روی داریه بریزد، مردی آرام و کم حرف که قدرت کلامش را فقط در لحظاتی خاص برای شنونده رو می کرد...

ادامه مطلب...
۱۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۸ ب.ظ
چگونه ذهن تحلیلگری داشته باشیم؟

چگونه ذهن تحلیلگری داشته باشیم؟

همه ما با شرلوک هلمز آشنا هستیم. کارآگاهی که بسیار هوشیار بود و تصمیم های هوشمندانه می گرفت. شرلوک هلمز را می توان سمبلی از ذهن تحلیلگر دانست. داستان های شرلوک هلمز به ما آموزش می دهد که چگونه باید از اطلاعات معمولی که داریم استفاده کنیم. او به ما آموزش می دهد که نسبت به محیطمان هوشیار باشیم.

ادامه مطلب...
۱۰ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰